زنگ خطری برای تغییر در جرائم جنایی

و وی با فراموش کردن اصول و ارزش‌های انسانی دست به همنوع‌کشی می‌زند که این اقدام ناشی از شرایط و اوضاع و احوال روانی شخصیتی فردی و اجتماعی انسان‌هاست که تحت تاثیر عواملی مانند فقر، عدم ازدواج، مشکلات اقتصادی و اجتماعی، بیماری‌های روحی و روانی و جنسی و حتی شرایط آب و هوایی مانند گرما و سرما اثرپذیر است. بنابراین می‌بینیم که نمی‌توان بر اساس این آمارها اعلام کرد وقوع قتل در کشور افزایش پیدا کرده یا در حالت سکون قرار داشته است اما می‌توان گفت با توجه به شرایط فعلی جامعه، گرمی هوا، التهابات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی، گرانی و نوسانات قیمت‌ها به نوعی با افزایش قدرت تحریک‌پذیری افراد و پایین آمدن آستانه تحمل و مقاومت آنها روبه‌رو هستیم و قتل‌ها از انواع عشقی و تعصبی در حال جایگزین شدن با قتل‌هایی با انگیزه‌های عداوت، کینه، رفتارهای انتحاری و انفجاری، قتل خانوادگی و همسرکشی است. بنابراین آنچه در تغییر نسبت بین قتل‌های خانوادگی به نسبت کل وقوع قتل در کشور از 3/29 درصد در سال 89 به 33 درصد در سال 90 افزایش پیدا کرده است از لحاظ علمی معنا‌دار نیست و با توجه به افزایش جمعیت حتی می‌تواند توجیه‌پذیر باشد ضمن اینکه اگر ما معدل قابل قبولی در این زمینه داشتیم می‌توانستیم در این‌باره مقایسه‌یی انجام دهیم. بنابراین این روند با توجه به آماری که ارائه شده چندان تفاوتی نداشته و ثابت به نظر می‌رسد. با این حال مطمئن هستم با توجه به پیچیده شدن شرایط انسانی، صنعتی و رفتارهای نوین، سلب حیات‌های دیگری هم در کشور رخ داده که یا کشف نشده یا در نوع قتل دچار تردید بوده است چون وقوع جرائم در کشور ما افزایش قابل توجهی پیدا کرده است.

/ 0 نظر / 8 بازدید