استقلال قضا؛ مهار‌کننده قدرت

1ـ استقلال از قوا
قوه قضاییه، قوه‌ای است مستقل از قوای دیگر و این نوع استقلال مربوط به مساله تفکیک و استقلال قوا از یکدیگر در جمهوری اسلامی امری پذیرفته‌شده و در اصل 57 قانون اساسی بر آن تصریح و تاکید شده است و همه قوای سه‌گانه کشور به طور یکسان از آن برخوردارند و خاص قوه‌ قضاییه نیست یا قوه قضاییه نسبت به قوای دیگر از سهم بیشتری برخوردار نیست یا حق بیشتری برای این قوه ایجاد نمی‌کند. این استقلال مطلق نیست بلکه نسبی و محدود است و در این حد است که قوای دیگر حق دخالت و مزاحمت غیرقانونی در وظایف تخصصی این قوه را که صرفا حق قضا و صدور حکم است، ندارند و نمی‌توانند بر آن سلطه پیدا کرده و آن را تحت فرمان خود درآورده و به خدمت بگمارند. همان‌طور که قوه قضاییه چنین حقی را نسبت به دو قوه دیگر ندارد، کارآیی و اقتضای استقلال نسبی حاکم در میان قوای سه‌گانه در همین حد و به همین منظور است. سد محکم و دیوار نفوذ‌ناپذیری در دور قوا نیست که همه روابط و عوامل پیوند و یکپارچگی را در میان آنها قطع کند و هیچ نیازی به همدیگر و هیچ ارتباط کاری و ساختاری و هیچ وظیفه و کار مشترکی با همدیگر نداشته باشند و از حق تداخل و نظارت متقابل قانونی و حق اعتراض و انتقاد بر یکدیگر برخوردار نباشند و موجب رد هر نوع لایحه قانونی مهم و مورد نیاز در تعدیل استقلال قوا شود بلکه استقلال نسبی قوا در جمهوری اسلامی بر اساس تعاملات، تداخلات، نظارت‌ها و نیاز‌های متقابل، همکاری‌ها و مشارکت‌های کاری و ارتباطات ساختاری و تعدیل و کنترل قوا به وسیله یکدیگر است، نه انفکاک و استقلال مطلق و بی‌حد و حدود. استقلال قوه‌قضاییه نیز در برابر قوای دیگر در همین حد است و بیش از این حد یا بیشتر از قوای دیگر نیست و این مساله در بخش تفکیک و استقلال قوا به طور مشروح بررسی شده. در اینجا به همین مقدار اکتفا می‌شود.
2ـ استقلال قاضی
نوع دوم استقلال قضا، استقلال شخصی قاضی است و این نوع استقلال نیز در جمهوری اسلامی پذیرفته شده و به نحوی در اصل 164 قانون اساسی آمده است. نخست باید به این نکته توجه شود که اگر استقلال در قضا و داوری نسبت به مجموعه قضات، مسوولان و مدیران قضایی یک حکومت مطرح شود «استقلال قوه قضاییه» نامیده می‌شود و اگر در مورد هر کدام از قضات و شخص قاضی اعم از حکومتی و غیرحکومتی مطرح شود آن را «استقلال قاضی» می‌گویند. بنابراین تعریف، اصل و منشاء استقلال قوه قضاییه همان استقلال قضات و قاضی است که استقلال جزء، به کل منتقل می‌شود. پس استقلال قاضی یک اصل اساسی و مهم است که قاضی در اسلام کاملا مستقل است یعنی در رسیدگی به هر نوع پرونده و صدور هر نوع رای و انشای هر حکمی که به آن رسیده است، مستقل است، جز تشخیص و نظر خود از هیچ رای و نظری پیروی نمی‌کند و قاضی در اسلام از هیچ‌کس و هیچ منبع قدرتی در نحوه صدور حکم دستور نمی‌گیرد و هیچ قدرت و مقامی نمی‌تواند نظر و خواست خود را به هر شکلی و به هر نحوی به او القا و تحمیل کند یا از صدور حکم مقتضی منصرفش کند یا از اجرای آن ممانعت کند و این نوع استقلال، قدرت و قاطعیت از شوون و شرایط لازم قضا و قاضی در اسلام است.
3ـ استقلال از حکومت و قدرت
استقلال قضا، قاضی و قوه قضاییه از قدرت و حکومت مهم‌ترین و اصلی‌ترین نوع استقلال قضاست و در واقع استقلال مادر است و در اسلام یک امر مسلم و قطعی است که در جمهوری اسلامی نیز پذیرفته شده و در اصل 156 قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته است و معنای آن این است که قوه قضاییه، قوه‌ای مستقل از قدرت و حکومت است یعنی داور بی‌طرف بین مردم با مردم و حکومت با مردم و مردم با حکومت است، با گرایش حمایت از مردم و مردم‌گرایی، زیرا مردم در برابر حکومت ضعیف و بی‌پشتوانه هستند و قدرت دفاع از خود و حقوق خود را ندارند.
اساسا استقلال مورد نظر در اسلام برای قوه قضاییه همین نوع استقلال است، نه استقلال مطروحه در استقلال قوا زیرا اصل تفکیک و استقلال قوا یک مساله جدید و مستحدثه است که به‌طور یکسان شامل همه قواست و خاص
قوه قضاییه نیست. استقلال قضا در اسلام یک اصل مهم‌تر و فراتر از مساله استقلال قواست و منظور از آن، استقلال در برابر حکومت و قدرت و در برابر حاکمان و قدرتمندان است؛ چنان‌که در تاریخ قضای اسلام، قضات شجاع و بی‌اعتنا به مال و مقام دنیا، حاکمان مقتدر را به داد‌گاه‌ها کشانده و آنان را در برابر مردم ضعیف به تسلیم واداشته‌اند و داستان‌های حیرت‌انگیز و افتخارآمیز تاریخی از خودشان برای ما به یاد‌گار گذاشته‌اند؛ تا آنجا که قاضی اسلام، علی‌ امیرمومنان (ع) را در دادگاه اسلامی دوشادوش یک مرد مسیحی می‌نشاند و در نهایت نیز علی (ع) با اینکه حق داشته ولی به علت نداشتن مدرک و شاهد، شکایتش را رد و به نفع طرف دعوای او یعنی آن مردم مسیحی حکم صادر می‌کند و آن مرد مسیحی هم با دیدن این منظره زیبا و بی‌نظیر عدالت و استقلال قاضی در اسلام، مسلمان می‌شود.
به نقل از خبرگزاری ایسنا؛ ارایه‌شده در نشست بررسی
حقوق «استقلال قضا در فقه و قانون اساسی»

/ 0 نظر / 5 بازدید