فراتر از قانون
خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای آن گذشت حسرت نخورم 
قالب وبلاگ

سخنرانی استاد: دکتر سید علی آزمایش

این سخنرانی در مورخه 8/3/1390 در جمع وکلا و کارآموزان و دانشجویان حقوق، در مشهد ارائه و توسط
آن استاد گرانقدر بازبینی شده است. ( برگرفته از فصلنامه وکیل مدافع - ارگان داخلی
کانون وکلای دادگستری خراسان، سال نخست، شماره دوم، پائیز 1390 )

این سخنرانی مفید را برای تمامی حقوقدانان و حقوق خوانان عزیز در سه قسمت تقدیم می نمایم:

مقدمه

به نام خداوند جان و خرد

غزلی از شمس خوانده شد، بنده یک بیت دیگر از شمس را اضافه می‌کنم تا ببینید
عمق فرهنگ و عمق تفکر ایرانی تا به کجاست. این غزلی که خواندند راجع به خدا بود،
راجع به مهر و پیوند با خدا و پیوستن به خدا، بسیار هم زیبا و قشنگ انتخاب شده بود.
غزلی هست در دیوان شمس که بنده فقط مطلعش را عرض می‌کنم، اگر حوصله داشتید پیدایش کنید و آن را بخوانید، برای آنهایی که امروز در دنیا طرفدار حقوق بشر هستند و دنبال حقوق بشر می‌روند (ظاهراً) و از جمله خود ما، شنیدن آن خوب است. می‌فرماید : «»
هزار سال رهست از تو تا مسلمانی کسانی که خیال می‌کنند مسلمانند بدانند که مسلمان
یعنی تسلیم به امر حق بودن، آیا اینچنین هستیم؟ (من که نیستم، انشا... شما باشید)
بعضی‌ها از مسلمانی وضو گرفتن و نماز خواندنش را یاد گرفته‌اند (حتی ممکن است کسی
آنرا هم انجام ندهد). تازه، مسلمان که شدی «» هزار سال دگر تا به حد انسانی. یعنی
ببینید انسانیت کجا قرار گرفته و من کجا قرار گرفته‌ام! «» هزار سال رهست از تو تا
مسلمانی ... هزار سال دگر تا به حد انسانی آن انسانی را می‌گوید که مصداق این عبارت
است که «» اگر خود را شناختی خدای خود را هم شناخته ای آن انسان را می‌گوید.

 

بسیار خوشحالم که در خدمت شما هستم و همانگونه که اشاره شد، بنده از زمانی
که بازنشسته شده‌ام تمام وقتم را در اختیار دانشکده های حقوق و کانون‌های وکلای
کشور قرار داده‌ام و هر کدام که بخواهند در خدمت عزیزان هستم، تا بحث حقوقی داشته
باشیم. این اتفاق اگر در جمع کارآموزان وکالت باشد، بحث فرق می‌کند تا اینکه در یک
دانشکده حقوق که برای دانشجویان حقوق صحبتی را مطرح می‌کنیم. زنده یاد استاد بزرگ
حقوق ایران مرحوم دکتر عبدالحسین علی آبادی 20 سال دادستان کل کشور بود و استاد
جامعه شناسی، حقوق مدنی (در مباحث سختی چون وصیت)، و در عین حال استاد حقوق کیفری و آئین دادرسی کیفری هم بود. هر کدام از شما که موازین قضایی مرحوم علی آبادی را مطالعه کرده باشید، که کرده‌اید (چون جزء لوازم کار وکالتی شماست) ملاحظه کرده‌اید که هر یک از نوشته های او برای روشن کردن ذهن قضات (حتی در دیوان عالی کشور) یک کتاب درس است. استاد به ما می‌گفت که شغل وکالت، شغل بسیار بسیار ارزنده و دارای مرتبه ای عالی در اجتماع است، اگر وارد کار وکالت می‌شوید قدر خود را
بدانید.

آن زمان کارآموز وکالت در همه مقاطع می‌توانست وکالت کند، البته تحت نظر وکیل سرپرست خود، اندازه و محدودیتی نداشت (که فقط در این شعب یا مراحل بتوانید داخل شوید). ایشان می‌فرمود شما که پروانه کارآموزی دارید ممکن است حالا جرات نکنید بیائید دیوان عالی کشور یا بیائید دیوان عالی جنایی، اما به محض اینکه پروانه وکالت خود را می‌گیرید، وارد دیوان عالی کشور و دیوان عالی جنایی شده، لایحه می‌نویسید و در
برابر من می‌ایستید، در برابر آقای سروری (از روسای بزرگ دیوان عالی کشور)
می‌ایستید، می گوئید یکی تو یکی من. اظهار نظر می‌کنید، پس قدر این موقعیت را
بدانید، در وکالت سرافکنده نباشید و به اصطلاح خود را تحقیر نکنید (که مثلاً : اگر
رئیس دادگاه اجازه بفرمایند شاید بنده دو کلمه عرض کنم! ) و این‌ها را از ما
می‌خواست که مراقب باشیم، می‌فرمود حرمت وکالت را نشکنید، خود ایشان هیچ وقت وکالت نکرد، ولی می‌دانست که وکالت در جامعه چه جایگاهی دارد و چرا باید باشد. فردی بود که هم دکترای اقتصاد داشت و هم دیپلم عالی مطالعات حقوق خصوصی داشت و هم دکترای حقوق کیفری. وقتی مرحوم دکتر متین دفتری استاد حقوق بین الملل به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل از کلاس درس خود غیبت می‌کرد، کلاسش تعطیل نمی‌شد، بلکه مرحوم دکتر علی آبادی می‌آمد سر کلاس و دنباله درس دکتر مرحوم متین دفتری در حقوق بین المللی را ادامه می‌داد، یک چنین آدم جامع الاطرافی بود. او فهمیده بود که شغل وکالت چه جایگاهی دارد و چرا باید باشد و به ما نصیحت می‌کرد، در عین حال هم می‌گفت که حیفم می‌آید از برخی از وکلاء که نام وکالت و نام جامعه وکلاء را خراب می‌کنند، خوب البته همیشه اینگونه بوده، هست و خواهد بود، در همه مشاغل و اصناف افراد خوب هستند و افراد مضر به حال آن شغل و صنف. خوشبختانه همیشه تعداد افراد خوب بیشتر است. ولی کار بد در مشاغل مرتبط با عدالت بیشتر به چشم می‌آید.

بدیهیات در کشور ما به جایی رسیده و به درجه ای سقوط کرده و به ورطه ای افتاده است که نیاز به بحث در باره آن و ذکر ضرورت و اهمیتش احساس می‌شود، لازم است
تا با هم راجع به ضرورت دخالت وکیل در دادرسی، نقش وکیل در دادرسی، نقش وکیل در
دادگستری و نقش وکیل در تحقق عدالت صحبت کنیم. در دنیا کسی در باره این بدیهیات بحث نمی‌کند. حل شد و تمام شد. فهمیدیم. حالا باید در تحول و پیشرفت بکوشیم. اما نه! ما هنوز در قدم اولیم و آن اثبات ضرورت دخالت وکیل در دادرسی است. امروز در دادگستری ما، بحث بر سر این است که وکیل در دادسرا حق دارد که در آخر هر جلسه صحبت کند یا آخر تحقیقات؟ قانون که گفته در ختم تحقیقات. عضو دادسرا به شما می‌گوید : «» من که هنوز ختم تحقیقات را اعلام نکرده ام، یک جلسه ای بود از این شاهد تحقیق کردم حالا بعد، یک شاهد دیگر را می‌خواهم، بعد متهم را می‌خواهم، بعد او را می‌خواهم بعد او و ... تمام که شد، آن وقت جنابعالی وقتی در مجتمع‌های قضایی وارد می‌شوم و با قضات صحبت می‌کنم (البته وقتی که می‌خواهند که بروم) سوال آن‌ها این است که پس با قانون چکار کنیم؟ قانون می‌گوید ختم تحقیقات.

در قسمت بعدی :

وضعیت حقوق و وکالت در جوامع


 

[ پنجشنبه ۱ دی ۱۳٩٠ ] [ ٩:٠٥ ‎ق.ظ ] [ مرتضی سراجیان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مرتضی سراجیان وکیل پایه یک دادگستری----- آدرس دفتر :اهواز- خ شریعتی (سی متری )بین خ سلمان فارسی و خ کافی روبروی بانک ملی ساختمان خرمی طبقه چهارم واحد 7تلفن ثابت :06132239115 همراه : 09163148807 ---- پذیرش:عصرها از ساعت 18الی 21 به جز پنحشنبه ها و ایام تعطیل
امکانات وب

  • ایران بلاگ
  • فار سی ام اس