فراتر از قانون
خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای آن گذشت حسرت نخورم 
قالب وبلاگ
مردی برا ی تمام ' اصول'
'' اصول فقه'' علم دشواری است .پیش از آنکه به تحصیل حقوق بپردازم ، در دوران دبیرستان، کتاب اصول مرحوم '' محمد رشاد'' را دیده و خوانده بودم.در دانشکده حقوق از درس استاد شهابی استفاده کردم و این انگیزه ای شد که '' معالم'' و '' الذریعه'' را – به شکل خودآموزی- بخوانم. گمانم این بود که با '' اصول فقه'' آشنایی پیدا کرده ام . در ۱۳۶۵، شاید پیرانه سر، در دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، خواندن دوره کارشناسی ارشد حقوق خصوصی را آغاز کردم و برای اولین بار محضر درس اصول استاد ابوالقاسم گرجی را درک کردم و چه زود دریافتم گمانم درباره اینکه با '' اصول فقه '' آشنایی دارم گمانی باطل بوده است.
استاد مبنای درس را کتاب '' اصول المظفر'' قرار داده بود. کتابی که پیش از آن ندیده بودم و نمی شناختم . اما آنچه می فرمود، مختص به مطالب کتاب نبود.فروغ و امثله ای که بیان می کرد آن متن خشک و گاه پیچیده را به نسیم معطر و خنکی تبدیل می نمود که ذهن را تازه می کرد.
البته قبلا از جزوه آیات الاحکام و قواعد فقه استاد استفاده کرده بودم، اما محضرش را درک نکرده بودم. ولی گمان می کنم درس اصولش چیز دیگری بود.
به یاد ندارم کلاس را تعطیل کرده باشد . در اوج موشک باران، امتحان داشتیم. یادم نیست چرا و چگونه همه به این نتیجه رسیدیم که امتحان انجام نخواهد شد . شاید به این علت که اوضاع به اصطلاح کاملا'' قمر در عقرب'' بود و اصابت و موشک ها نه زمان معین و محدودی داشت و نه محدوده اصابت مشخص بود.
وقتی بعدا به دانشکده رفتیم آگاه شدیم استاد در روز و ساعت مقرر تشریف آورده اندو موشک های صدام ایشان را از ایفای وظیفه استادی باز نداشته است. البته بعداآن امتحان را تکرار کردند و این قصور را برما نگرفتند و به روی مان نیاوردند.
افاضات استاد محدود به کلاس و دانشکده نبود. هر چند بنده این توفیق را نیافتم اما بودند دوستان و همکلاسی هایی که برای استفاضه به منزل شان می رفتند و استاد با بردباری و خوشرویی مجلس درس اضافی برگزار می فرمود. در روزگاری که انجام هر کاری موکول به حق التدریس و حق الجلسه و حق القدم و حق ال... است، این بزرگواری و دریادلی آن هم از استادی یگانه و منحصر به فرد، مثال زدنی و در خور یاد گرفتن وتقلید است.
امتحان کردن استاد هم ویژگی خود را داشت. مثلا می فرمود:'' هر چه در مورد استصحاب می دانید بنویسید'' تصحیح قریب به بیست و چند ورقه از این نوع- که مشتمل بر پاسخ بیش از یک سوال هم بودند – کار دشواری بود.اما استاد از کار دشوار نمی هراسید نه گرمای تابستان از حرکت بازش می داشت نه سرمای زمستان.
در نتیجه حضور در محضرش وادار به بازخوانی به دوباره – که چندباره- اصول فقه شدم . باید اقرار کنم که نمرات بسیار درخشانی هم از او نگرفتم که بسیار درگیر و گرفتار بودم و مجال مطالعه را آنگونه که می خواستم نداشتم. اما تلمذ در محضرش از یک سو به من فهماند اصول فقه چیزی نیست که به سادگی بتوان مدعی آشنایی با آن شد و از دیگر سو پس از استفاده از درسش – هر چند با گرفتن نمرات خیلی درخشان توام نبود!- اصول فقه از اوراق کتاب ها به ذهن و فکرم منتقل شد و جنبه کاملا کاربری پیدا کرد.

همه ما مرهون و مدیون معلمین، دبیران و استادان خود هستیم. اما بعضی از ایشان حق بیشتری به گردن ما دارند. در دوره کارشناسی ارشد حقوق خصوصی ، حضرت حجه الاسلام جناب آقای صادقی، مرحوم دکتر مهدی شهیدی و مرحوم دکتر ابوالقاسم گرجی اساتیدی هستند که بار منت و دین آنها را بر دوش خود احساس می کنم . او را خداوند حفظ کند واینان را غریق رحمت فرماید.

بهمن کشاورز وکیل دادگستری

برگرفته از مجله مهرنامه نوروز ۱۳۹۰

[ شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٤:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مرتضی سراجیان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مرتضی سراجیان وکیل پایه یک دادگستری----- آدرس دفتر :اهواز- خ شریعتی (سی متری )بین خ سلمان فارسی و خ کافی روبروی بانک ملی ساختمان خرمی طبقه چهارم واحد 7تلفن ثابت :06132239115 همراه : 09163148807 ---- پذیرش:عصرها از ساعت 18الی 21 به جز پنحشنبه ها و ایام تعطیل
امکانات وب

  • ایران بلاگ
  • فار سی ام اس